تبليغاتX
تا بی نهایت . . .


تا بی نهایت . . .

انسان باش، بیندیش، راه انتخاب کن و در این راه ثابت قدم باش.

اصولا نباید به روز می کردم،یعنی به بهانه درس خواندن تا مدتی برای خودم مرخصی رد کردم البته دیر به دیر هم به وبلاگ سر می زنم به خاطر همین اگر نظرات عجیب و غریب بی پاسخ دیدید تعجب نکنید.

اما به روز کردن چند تا دلیل داشت ازجمله، وبلاگ دوستان را سر می زدم به نقد زیبایی در رابطه با تبلیغات و ... در تلویزیون نوشته"سید مهدی موسوی" برخوردم، چون این دوستمون خیلی خوب نوشته بود بخشی از مطلب را مهمون کردم بقیه اش را در وبلاگ "پس از طوفان" بخوانید:

"تبلیغات Mybaby را بارها از تلویزیون دیده‌اید، فکر نمی‌کنید که منظور از این نوع تبلیغات دختر و پسری با مسائلی مربوط به ... چیست؟ آیا نمی‌شد 2تا پسر یا 2تا دختر در این انیمیشن باشد؟ شاید مرا به دگم بودن و متحجر بودن محکوم کنید! اما خیلی از ماها یادمان رفته است که اولین ترفند شیطان برای به دام انداختن انسان‌ها همین عادی کردن گناه است، وقتی که نگاهی مزخرفانه از نوع روشنفکری به مسائل می‌گیریم که: «نه اصلا هم این مورد غیر اسلامی نیست، یک رابطه و سلام و علیک کاری است و بس! ، چرا اینقدر عقب مانده باشیم... چرا ...»

 

حالا Mybaby من آب بیشتری به خودش می‌گیرد یا Mybaby تو؟ مال من 48 ساعته است، مال تو چی؟!"

لینک مطلب:Mybaby من بهتره یا مال تو؟

نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 1:7 توسط آقای راهی| |

 ترا من چشم در راهم ...

ابو بصير مي‌گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: فدايت شوم اين گشايش كي فرا مي‌رسد؟ آن حضرت فرمودند: «اي ابا بصير! آيا تو از آن گروه هستي كه به دنبال دنيايند؟ هر كس اين امر را بشناسد، به سبب انتظارش براي او گشايش حاصل مي‌شود».

intezar


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 1:12 توسط آقای راهی| |

آقای صداسیما به گوش باش و چشم بازکن ببین این نویسندگان و فیلم سازان و کارگردانان از طریق شما و با پول زبان بسته دانشگاه صدا و سیما و با حمایت بی دریغ مدیرانت چه به خورد جوانان و دختران و پسران این سر زمین می دهند و چگونه خوراک فرهنگی تقدیم آنها می کنند(اگر به فرهنگ اعتقادی هم داشته باشند بعضیها). مطالب زیر مربوط به کلاس" ازدواج،همسریابی و رفتار با همسر" در دانشگاه عظیم صدا و سیما است:

1 – شمس العماره

ازدواج به شرط تمليک!

به هر حال کمدي سامان مقدم بهانه اي براي فتح باب اين ده گانه شده، چون اصولا شيوه جديدي براي خواستگاري را در رسانه ملي ترويج کرده است. شمس العماره بدون حضور بازيگران و قدرت ايفاي نقش آن ها، تنها يک پاورقي مجلات زرد است، که محوريت اش را بر انتخاب چند گزينه اي خواستگاران دختر جواني گذاشته که با همه خواستگارهايش از در دوستي وارد شده و انگار همه را به چشم همسري بسيار نزديک تر از نزديک مي بيند. به هر حال در اين تست کنکوري، برنده يک عمارت نان و آب دار هم نصيب مي برد.

2- مسافران

ناموس علمي تخيلي!

واقعا کدام مرد ايراني اين قدر راحت ميهمان شوهر دوم همسر خود مي شود؟ مسافران در ارائه تيپ مرداني که همسران خود را به چه طريقي به دست مي آورند و دختراني که چه شيفتگي براي يافتن شوهر نشان مي دهند شايسته تقدير است. در مسافران، فريد خواستگار همسر سابقش را درک مي کند. به هر حال صحبت سرخواستن است و اين که آن چه خواستني است،درهر حال مادر فرزند شماست ،اهميت ندارد. از آن سو دخترکان فضايي چنان له له شوهر را مي زنند که عرق شرم به صورت تصاعدي در بدن پخش مي شود.

3- لطفا دور نزنيم

دختر و بگير، خونه رو نه!

همه اعضاي خانواده بدليل جاي خوبي که دارند و حاضر نيستند آن را از دست بدهند تن به يک معامله شريف مي زنند. آن ها بايد براي باقي ماندن دراين مکان گرم و نرم از شرف خود مايه بگذارند و براي دختر مجرد خانواده شوهر پيدا کرده و او را تکريم بسيار کنند مبادا صاحب خانه آزرده شود. اتفاقا معامله شيريني هم هست چون چند قسمتي بايد ما را بخنداند و زهر ماجرا را بگيرد. انگار اين روزها دخترها چنان بار گراني شده اند که بايد هر طور شده فرهنگ همسريابي خانوادگي را برايشان فعال کرد، اگر سودي مثل يک خانه هم وسط بود که چه بهتر.

4- پنجمين خورشيد

گرچه پيرم تو شبي تنگ در آغوشم گير!

انوش همه ويژگي هاي يک مرد ايده آل را دارد البته اگر همه ويژگي هاي مثبت را پول بدانيم اين معادله صحيح است و گرنه او پير است، نيت بدي ندارد، دختر ماجرا که هم سن نوه اوست، از اين وصلت بسي فرخنده و شاد است. البته اين يکي از خواستگاري هاي مطرح شده در کار است، در جايي از کار ،دوست صميمي ات را بايد مجاب کني خواهرت را بگيرد و در جاي ديگر از يک بچه محل با صفا بخواهي که حتما به خواستگاري خواهر بيايد و گرنه خواهرت بدبخت مي شود.

5 – روزهاي زيبا

بچه رو ببين مامان رو بگير!

يکي از اپيزودهاي اين مجموعه که ريشه هاي روانشناختي هم دارد درباره مرد ميانسالي است که مجرد مانده و شيفته يکي از بيوه هاي محل با دو فرزند است. پسر اين بيوه از اين علاقه با خبر شده و ديگر در مغازه طرف کار نمي کند. اما او آدم بد ماجراست، چون همه مي خواهند به او بقبولانند اين که طرف شما را به خاطر علاقه به مادرت سرکار نگه داشته و به تو پولي مي دهد و برايت ساندويچ مي خرد و براي شنيدن صدايش به دروغ به خانه تان زنگ مي زند تا جوياي حال تو شود کار خوبي مي کند و نيت اش خير است، فقط شيوه اش اسم و رسم خوبي ندارد.

6- در چشم باد

تو رو خدا منو بگير!

اين ديگر يک اپيدمي در کارهاي تلويزيوني وسينمايي ما شده که دخترها قصد دارند خود را هر طور شده و با هر خفت و خواري به يک پسر آويزان کرده و بعد از ربودن قاپ طرف در نقش همسر آينده وي ظاهر شوند .البته اسمش را عشق گذاشته اند، تا به کسي برنخورد مخصوصا به جامعه نسوان .اما انگار جوزاني هم به عواقب کارش نگاه عميقي نداشته و همچون ديگر کارهايي از اين دست از همين شيوه براي نمايش عشق استفاده کرده است. واقعا سحر جوزاني چرا بايد خود را به شازده خانواده اصيل و سنتي و مذهبي به اين شکل فجيع بچسباند.

7- عبور از پائيز

عروس بعد از اين!

در قسمتي از مجموعه اي که ماه مبارک رمضان پخش مي شد ،شاهد بوديم دختري از خانه رميده با يک چمدان به خانه نامزدش پناه مي برد. آن هم خانه اي که بسياري از قسمت هايش درب بسته و سقف پوشيده دارد. البته در اين خانه افراد ديگر هم هستند که حکم تطهير کننده ماجرا را دارند. اما واقعا کدام خانواده اصيل و با سوادمان اين شيوه ارتباطي را مي پسندد و قبول دارد. تازه افراد خانواده پسر، مانع رفتن دختر هم شده و اصرار بر اين ماندن عجيب نيز دارند. خب اين هم يک جورش است که اول ازدواج کرده و بعد عروسي کنيم.

8- همه فرزندان من

ماجراي مهمان خطرناک!

هر چند ماجراهاي اين مجموعه به طريقي پيش نرفت که عليرضا خمسه و مهرانه مهين ترابي در آخرين قسمت با هم ازدواج کنند، اما چند اشاره عجيب کار، اثر خودش را گذاشت. در قستي ازآن برادر اين خانم در لحظه اي وارد خانه خواهرش مي شود که آن آقا موبايلش را جا گذاشته بود و آمده بود آن را ببرد، که اين رويارويي به يک سوءتفاهم کمدي بدل شده و چون برادر از علاقه آقا به خواهرش با خبر است، مي گويد که مي ترسد او را امشب تنها بگذارد. در جمع دوستانه خانم ها هم بارها چنان شيوه هاي همسريابي مجدد با ولع خاصي صحبت مي شود که آب از دهان خانم هاي بازيگرش روان بود.

9 – دلنوازان

محفلي براي دختر بازي!

شيوه هاي آشنايي و خواستگاري هاي جوانان اين کار چنان از عرف آموزشي رسانه خارج است، که فقط يک واحيرتا بر مي ماند. دختر و پسرها در اين مجموعه در آشنايي هايي که بي شباهت به آشنايي و دوستي هاي خياباني نيست، چنان با هم به شيرين زباني، متلک پراني و پرشوخي رفتار مي کنند که حس مي کنيد هر محيط کاري ،قطعا اين نا امني را براي ناموس شمابه همراه خواهد داشت. شيوه هاي دختربازانه کار گاهي تا حد يک ملودرام آبکي هندي و آشنايي ستاره هاي باليوودي پايين آمده و بيننده را دچار حيرت مي کند که الان کجاي نقش قرار دارد.

10 – ماه عسل

ماه عسل قبل از ازدواج!

بد نيست از اين پس دامادهاي محترم قبل از هرگونه داماد شدن به همراه خانواده عروس به يک سفر تفريحي ترجيحا در مکاني خوش آب و هوا رفته تا تست کاملي از آنها به عمل آمده و دنياي شيرين ماه عسل را قبل از ازدواج تجربه نمايند. به هر حال خانواده هايي اين چنين اُپن هم پيدا خواهند شد که شما را همچون جان شيرين، لابه لاي نواميس خود چرخانده تا مردانگي شما به اثبات رسيده و بعد رخت دامادي را به تن تان کنند. البته بايد يک پير مرشد هم همراه باشد تا از بيرون انداختن شما از اين مراسم محيرالعقول جلوگيري کرده و ريش گرو بگذارد.

برنا/
 

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:58 توسط آقای راهی| |

امام علی علیه السلام:"ما اکثر العبر و اقل الاعتبار"چه عبرتها زیادند و عبرت گیرندگان کم."

در غرفه روزنامه جمهوری اسلامی عکس بنی صدر خائن با روسری منتشر شد.شعار مردم هم در عکس نوشته شده:اون که می گفت "مقاومت. مقاومت" در رفته/ مرد که نبود، لچک به سر در رفته.khaen

این حادثه باید درس عبرتی باشد برای سیاستمداران و مسئولان و سران احزاب و به خصوص جنبش سبزی ها.این آقایان جنبش سبزی دیدند که مردم و نخبگان در روز قدس و نمایشگاه مطبوعات چگونه از آنها استقبال کردند! در ضمن بدانند که این بار راه فراری نیست و لچک به سر آواره خیابان ها می شوند و به دست عدالت مجازات می شوند.

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 11:21 توسط آقای راهی| |

karikator

مازيار بيژنی

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:2 توسط آقای راهی| |


Design By : Night Skin